شما وارد انجمن نشده‌اید، در اینصورت از تمامی امکانات سایت نمی‌توانید استفاده کنید. برای رفع این مشکل وارد شوید یا ثبت‌نام کنید.

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عکس فراماسون و قدرت روح ( دایره )
آفلاین
ali.g
(-: بخند :-)
*****
ثبت‌نام‌شده

ارسال ها: 840
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
اعتبار: 2
سپاس ها -9
سپاس شده -2 بار در -2 ارسال
۱۰-دي-۱۳۸۹, ۱۰:۵۸ عصر
0عکس فراماسون و قدرت روح ( دایره ) | ارسال: #1

ایا میدانید دایره نماد چیست ؟

ایا از قدرت روح خبر دارید ؟

چگونه روح خود را قوی سازیم

ایا از نقاط قدرت روح در بدن چیزی شنیدید ؟

[تصویر: image.php?id=AEB7_4D1E2E5B&jpg]

[تصویر: image.php?id=1097_4D1E2E5B&jpg]

[تصویر: image.php?id=309A_4D1E2E5B&jpg]

[تصویر: image.php?id=8E0C_4D1E2E5B&jpg]

ali.gبا همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو

که در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
آفلاین
ali.g
(-: بخند :-)
*****
ثبت‌نام‌شده

ارسال ها: 840
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
اعتبار: 2
سپاس ها -9
سپاس شده -2 بار در -2 ارسال
۳-بهمن-۱۳۸۹, ۱۰:۵۹ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۳-بهمن-۱۳۸۹ ۱۱:۰۰ صبح، توسط ali.g.)
0RE: عکس فراماسون و قدرت روح ( دایره ) | ارسال: #2

نگاه گاندی به خدا و مذهب

به عقیده گاندی در راه یافتن حقیقت تنها وسیله ممکن عشق است.گاندی می نویسدSad(عشق تواناترین نیرویی است که جهان در اختیار دارد و با این همه بی ادعاترین نیرویی است که می توان تصورش را کرد.))به تعبیر دیگر قانون عشق قانون کسی است که بر نفرت و خشونت غلبه کند.عشق که به هیچ وجه نشانه ای از ضعف شخصیت یا ترس از خطر نیست نیرومندترین مقاومت اخلاقی ای است که ممکن است در برابر ازارها و خشونتهای حریف وجود داشته باشد.عشق سلاحی است در دست پیرو((اهیمسا)) که به وی امکان می دهد هم با غریزه سلطه جویی خود مقابله کند و هم موانع خارجی.پس در نظر گاندی عشق به حقیقت بدون عشق به دیگری (یعنی بدون عشق به حریف)وجود ندارد چون تنها ((اهیمسا)) به ما امکان می دهد به حقیقت و در حقیقت به سر ببریم یعنی حریفانمان را دوست بداریم.از اشتباهات و خطاهایشان درگذریم و بار رنجشان را بر دوش خود بگیریم.امابه عقیده گاندی نیروی ((اهیمسا)) از انجاستکه با ایمان به خداو ایمان به انسان در می امیزد.دقیقتر بگویم به عقیده گاندی:

(( تنها طریقه دوست داشتن خدا دوست داشتن انسانهاست.))

گاندی می گویدSad(من نمی توانم خدا را بیرون از انسان بیابم... .اگر مطمئن بودم می توانم خدا را در غاری در هیمالایا بیابم بی درنگ به انجا می رفتم.اما می دانم خدا تنها و تنها در دل انسانها جای دارد.))بدین گونه به عقیده گاندی انکه قادر است انسان را دوست بدارد بدل به مجرایی می شود زنده که در ان نیروی حقیقت که تجلی ناب خداوند است جریان می یابد.پس در نظر گاندی حقیقت که به صورت یکسان هم عشق است هم عدم خشونت در عین حال نام خدا نیز هست.با این همه گاندی در جایی نوشته استSad(درست تر ان است که بگوییم حقیقت خداست تا اینکه بگوییم خدا حقیقت است.))زیرا اگر حقیقت خدا باشد و اگر حقیقت در دل هر انسانی جای داشته باشد ان گاه دیگر ضرورت ندارد از تعالیم مذهبی خاصی تبعیت کنیم و فرامین ان مذهب را بدون تمییزی انتقادی اجرا کنیم.پس انسان می تواند و باید در مورد متون مقدس و ایین ها و مناسک ادیان مختلف دست به داوری بزند و انها را نقد کند.گاندی می نویسدSad(تمام شعائر تمامی مذاهب باید در معرض ازمون عقل قرار بگیرد.))بدین علت است که وی در کنار گذاردن انچه عقلش در دین صحت ان را نمی پذیرد تردید نمی کند و می گویدSad(من هر گونه عقیده مذهبی را که موافق عقل نباشدو مخالف اخلاق باشد رد می کنم.))به تعبیر دیگراز نظر گاندی نقایص و خطاهای انسانی بین مذاهب اثر گذارده اندو بنابراین هیچ یک از مذاهب نمی توانند ادعا کنند بر دیگری رجحان دارد.بدین علت است که گاندی می گوید که می خواهد تنها به خدایی خدمت کند که به شکل حقیقت متجلی شود و نه به خدای دیگری چون می خواهد در تفسیر متون مقدس در پرتو حقیقتی که خود کشف کرده استازاد باقی بماند.بدین گونه ایمان وی به مذهب هندو به هیچ وجه او را وادار نمی کند که ناچار است تمامی ایات متون مقدس این مذهب را از پیش بپذیرد.و دین دلیل است که در 12 مه 1920 در نشریه خود-هند جوان-می نویسدSad(اگر از من بپرسند اصل اساسی مذهب هندو چیست تنها پاسخ می دهم:جستجوی حقیقت با وسایلی عاری ازخشونت.حتی یک فرد ممکن است به خدا معتقد نباشد با این حال هندو به شمار اید.))

طلب:فلسفی

وانگهی گاندی خود از ما نمی خواهد که پاسخهای او را تکرار کنیم بلکه از ما دعوت می کند تا همراه با او پرسشهایی اساسی طرح کنیم.پرسشهایی که به معنای تاریخ و هستی کنونی ما مربوط اند.پس برای شناختن حقیقتی که او با چنان شور و عشقی و در عین حال با چنان تساهلی جست و جو می کرد باید راه او را دنبال کرد:راه تجربه گری روشن ضمیر را که در میان انسانها میزیست و در مشکلات و دردها و رنجهای انان شرکت میکرد و می کوشید برای انها بدون ترس و ناامیدی راه چاره ای یابد.بدین علت است که گاندی در سراسر زندگی اش همواره خود را ((جوینده حقیقت)) دانسته است حتی هنگامی که زندگی نامه خود را می نویسد ان را داستان تجربه های من با حقیقت می نامد.به عبارتی دیگر زندگی در نظر گاندی معنایی جز جست و جوی حقیقت ندارد.ولی حقیقت امری نسبی است و جوینده حقیقت کسی استکه رهرو راهی بی پایان است.پس حقیقتی که وی بدان نظر دارد ناقص است.بدین علت است که به عقیده گاندی انسان هرگز نباید حقیقت خود را به دیگری تحمیل کند.بنابراین محور اصلی فکر و عمل گاندی((تساهل متقابل)) است.و از این روی به عقیده گاندی بدون عدم خشونت ((اهیمسا))حقیقتی وجود ندارد.گاندی می نویسد)):حقیقت و عدم خشونت انچنان در هم تنیده شده اند که عملا ممکن نیست انها را از هم تمیز دهیم و جدا سازیم.این دو مانند دو روی یک سکه هستند... .چه کسی می تواند بگوید کدام یک سکه است و کدام یک پشت ان؟))بدینگونه عدم خشونت هم تساهل امیزترین و متمدنانه ترین شیوه برخورد با کسانی است که نگرش و رهیافتی متفاوت نسبت به حقیقت دارند اما در عین حال با اتخاذ این روش این امکان وجود دارد که خطا کنیم و خطاهای خود را تصحیح کنیم.

به همین ترتیب ((ساتیاگراهی)) یعنی کسی که نیروی روحش او را به جانب حقیقت سوق می دهد و خواهان حضور ان حقیقت در صحنه زندگی اجتماعی است.به عقیده گاندی ساتیاگراهی باید استقلال خود را به عنوان موجودی ازاد و مسوول بر عهده گیرد چون وی در حقیقت ندای وجدانش را ((قاضی درستی تمام افکار و اعمال)) خود قرار داده است.اما این استقلال به ناگزیرامکان خطا کردن را نیز به همراه دارد چون جست و جوی حقیقت نه در انسان به منزله فرد بلکه در رابطه اش با دیگری در حرمت نهادن به حقیقت دیگری نهفته است.زیرا همان گونه که اریک اریکسون بحق می گوید:((فردی که به خشونت تمایل دارد همواره خود را پلیس دیگری می داند وخود را متقاعد ساخته است که انچه در حق دیگری انجام می دهد دیگری مستحق است.))و گاندی می افزاید خشونت هرگز حقیقت را به کرسی نشانده است زیرا اقدام به خشونت نشانه ای است از حماقت جهل و خشم بی حاصل)).

با این همه به عقیده گاندی عدم خشونت خود به خود تحقق نمی یابد.برای ایجاد فضای ذهنی عدم خشونت باید انضباطی را بر خود تحمیل کرد.نخست باید انسان بر ترس از مرگ که در درونش خانه دارد فائق اید چون انسان از ان رو می زند و می کشد که خود نمی خواهد بمیرد.اما انسان با ازاد شدن از بند مرگ از بند خشونت نیز ازاد می شود.وی می نویسدSad(نمی توان عدم خشونت را به کسی که از مردن می ترسد و توان مقاومت ندارد اموخت.موشی که از خود دفاع نمی کند نمی توان گفت عاری از خشونت است چون می گذارد گربه ان را بخورد.)) در این دیدگاه به عقیده گاندی هدف مقاومت عاری از خشونت است .مجبور ساختن حریف نیست بلکه متقاعد کردن اوست و این امر حاصل نمی شود مگر با رنج بردن ان کسی که با امتناع از مشارکت در بی عدالتی به مبارزه علنی با قوانین ناعادلانه بر می خیزد.بدین علت است که از دیدگاه گاندی عدم خشونت با نیروی عشق برابر است.و از همین روست که گاندی برای اشاره به مبارزه عاری از خشونت اصطلاح((ساتیاگراها)) را به کار می گیرد-که در ان ((ساتیا))(حقیقت)متضمن معنای عشق است و ((اگراها)) (استواری)مترادف نیروست.پس ساتیاگراها نیرویی است که از حقیقت و عشق پدید می اید.

موهندس کارمچاند گاندی(1869-1948)اگر اکنون در میان ما بود یکصد و سی و نه سال داشتولی مدتهاسن که ان دارنده روح بزرگ(=مهاتما)با خاوی سفیدش و چهره پیوسته خندان که ارامش بر ان سایه افکنده بود و نگاهی که از هوش برتر مایه می گرفت از میان ما رخت بربسته است.اما پیام و عمل او تاثیر شگرفی بر تاریخ نوین هند و جهان بر جا گذارده است.

همه ما بی تردید نام این هندی را شنیده ایم و با چهره او اشناییم و می دانیم که علیه استعمار بریتانیا قیام کرد و در این راه از توسل به خشونت و شیوه های مرگبار خودداری ورزید.بسیاری از ما گاندی را ان گونه در قلب خود تحسین می کنیم که معمولا مختص شخصیتهای اسطوره ای است شخصیتهایی که اوازه شان از خیزش انان در راه نیک بختی ملتشان و خیر انسانها سرچشمه گرفته است.ولی در حقیقت تصویری که جهان امروز از گاندی دارد بیشتر حاکی از عدم شناخت اوستتا شناخت درست وی.زندگی و اندیشه گاندی بسیار ناشناخته مانده است.مسلما فیلم ریچارد اتن بورو(گاندی)بسیاری از تصورات غلط تاریخی در مورد گاندی را از میان بردولی این فیلمنمی توانست جایی وسیع و در خور به افار گاندی در بافت تاریخی ان افکار اختصاص دهد.بافت تاریخی ای که این افکار در بستر ان پرورش یافتند.با مراجعه به چند متنیکه از گاندی به زبان فارسی منتشر شده است نیز تنها می توان تصویری ناقص و اشفته از اندیشه و عمل به دست اورد.بدین گونه بخش اعظماثار گاندی را ایرانیان نمی شناسند زیرا از مجموعه 100 جلدی اثار وی یک دهم ان نیز به فارسی ترجمه نشده است و قسمت عمده کارهای ترجمه شده نیز سالهاست که نایاب است.

باری ...ویژگی خاص گاندی و قدرت وی نه فقط در زندگی نمونه وار او-هم به عنوان یک انسان و هم به عنوان پیامبر عدم خشونت-نهفته است بلکه میراث فلسفی و سیاسی ای که وی ا نوشته هایش از خود به جای گذارده است در این امر سهم مهمی دارد.گاندی هم زیاد می نوشت و هم خوب می نوشت.سبک نگارش او ساده و لحنش مستقیم است.بی تردید به همین دلیل هم هست که وی توانست معمارحقیقی ازادی ملت هند شود و غرور و شخصیت را به ملت باز گرداند.

اما مهاتما گاندی چیزی بیشتر از پدر هند نوین است.بی گمان سهم گاندی در شناسایی عدم خشونت هم به عنوان مفهومی فلسفی و هم به عنوان روش سیاسی بسیار تعیین کننده است.از این نظر تاریخ عدم خشونت دو دوره دارد:پیش از گاندی و پس از گاندی.با این همه فکر نمی کنم که تمام افکار و اعمال گاندی بیانگر حقیقت مطلقی باشد که ما ناگزیریم ان را الگو قرار دهیم و اعمال و افکار خود را بر ان منطبق سازیم.به همین لحاظ ما نمی توانیم فکر گاندی را در قالب نوعی ((گاندیسم)) یا ((گاندی گرایی)) بریزیم و ان را به صورت مکتبی محصور در خود ارائه دهیم.

ali.gبا همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو

که در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
آفلاین
ali.g
(-: بخند :-)
*****
ثبت‌نام‌شده

ارسال ها: 840
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
اعتبار: 2
سپاس ها -9
سپاس شده -2 بار در -2 ارسال
۳-بهمن-۱۳۸۹, ۱۱:۰۵ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۳-بهمن-۱۳۸۹ ۱۱:۰۵ صبح، توسط ali.g.)
0RE: عکس فراماسون و قدرت روح ( دایره ) | ارسال: #3

عجیبت ترین نظریه های کیهان شناسی


آیا جهان ما می تواند غشاء شناوری در ابعاد دیگر فضا باشد؟ ماهیت واقعی ماده تاریک چیست؟ بعد چهارم فضا و زمان کجاست؟ چرا هر دو سوی جهان مشابه هم است؟ در این مقاله به برسی 10 تئوری برتر جهان که به عنوان عجیب ترین تئوری های کیهان شناسی برگزیده شده اند خواهیم پرداخت و نگاهی بر این نظریه ها از قبیل تئوری برخوردهای غشایی، جهان های زاینده، بعد چهارم ، هستی طلایی، نفوذ جاذبه ،روح هستی، جهان کوچک، نوترون های خنثی، ماتریکس و... خواهیم داشت.


برخوردهای غشایی

1- آیا جهان ما می تواند غشاء شناوری در ابعاد دیگر فضا باشد که مرتباً به جهان های دیگر برخورد می کند؟ بر طبق یکی از نظریه های موجود در تئوری «جهان غشایی» (braneworld) فضا ابعاد زیادی دارد و تا زمانی که جاذبه بر آنها اعمال می شود ما در جهان خودمان که تنها دارای سه بعد می باشد محصوریم. نیل توروک (Neil Turok) از دانشگاه کمبریج و پائول استاینر (Paul Steinhardt) از دانشگاه پرینستون نیوجرسی، در ایالات متحده، در حال کار بر روی نظریه چگونگی رخداد بیگ بنگ در زمانی که جهان ما با جهان همسایه برخورد نمود، می باشند. این تصادف ها و برخوردها مرتب اتفاق می افتد و هر لحظه بیگ بنگ جدیدی را به وجود می آورد. بنابراین اگر این مدل از چرخه هستی درست باشد در واقع هستی ما فناناپذیر می باشد.

2- جهان های زاینده

زمانی که مواد در یک حجم فوق العاده کم در مرکز یک سیاه چاله فشرده می شوند یک انفجار بزرگ رخ داده و یک دنیای جدید (new baby universe) متولد می شود. قوانین فیزیکی در نسل جدید متولد شده ممکن است اندکی با والدین متفاوت باشد. این نطریه زاد و ولد هستی توسط لی اسمالین (Lee Smolin) از انستیتو پریمر در واترلو کانادا ارائه شده است. هستی هایی که سیاه چاله های زیادی تولید می کنند فرزندان زیادی نیز دارند. بنابراین در آخر جمعیت غالب را به خود اختصاص خواهند داد. اگر ما در جهان نوعی زندگی می کنیم آن جهان باید قوانین و ثابت های فیزیکی ای داشته باشد که تولید سیاه چاله ها را به بهترین نحو به انجام برساند. اما هنوز مشخص نشده که آیا جهان ما مشمول این قانون می شود یا خیر!

3- بعد چهارم (فضا-زمان)

یکی از عجیب ترین تئوری های گیتی شناسی این است که بعد چهارم فضا-زمان (space-time) در واقع ماده فوق العاده هادی ای(superfluid substance) است که در آن اصطکاک حرکتی برابر با صفر است. طبق نظریه فیزیکدانها پائول مازو (Pawel Mazur) از دانشگاه کارولینای جنوبی و جورج چاپلین (George Chapline) در آزمایشگاه لاورنس لیور مور (Lawrence Livermore) کالیفرنیا، اگر جهان در حال چرخش باشد بعد چهارم فوق العاده هادی تحت تاثیر گردابها قرار گرفته و پراکنده می شود و در واقع این گردابها بذر ساختارهایی نظیر کهکشانها را پخش می کنند. مازور معتقد است که جهان ما از یک ستاره در حال فروپاشی به وجود آمده، در جایی که مواد ستاره ای و فضاهای هادی می توانستند انرژی تاریک (dark energy) تولید کنند. انرژی تاریک در واقع نیرویی است که باعث گسترش هستی می شود.

4- هستی طلایی

چرا جهان دارای خصوصیاتی است که حیات را امکانپذیر می سازد؟ تنها با کنار هم قرار دادن چندین ثابت فیزیکی به هیچ ستاره، ماه یا هستی ای که تنها برای یک چشم بر هم زدنی موجودیت داشته باشد نمی رسیم. یک دلیل می تواند اصل انسان دوستی یا anthropic principle باشد. جهانی که به آن نگاه می کنیم باید گرم و غریب نواز و مهربان باشد در غیر این صورت اینجا نخواهیم بود تا آن را نظاره کنیم. اخیراً این نظریه طرفدارانی پیدا کرده چون نظریه تورم (theory of inflation)بیان می دارد که احتمالاً هستی های نامحدودی وجود دارد و نظریه رشته ای (string theory) به این نکته اشاره دارد که آنها احتمالا خواص مختلف و قوانین فیزیکی متفاوتی دارند.اما بسیاری از گیتی شناسان اصل انسان دوستی را به خاطر غیر عملی بودن و بیان احتمالات غیر قابل آزمایش رد می کنند.

5- نفوذ جاذبه

ماده تاریک (Dark matter) در واقع یک ماده یا جسم نیست و تنها یک نام گمراه کننده برای رفتار غیرعادی جاذبه می باشد. تئوری MOND (دینامیک نیوتونی تغیریافته) بیان می دارد که جاذبه به سرعتی که تئوری های کنونی پیش بینی می کنند از بین نمی رود. این جاذبه قوی تر می تواند با در کنار هم قرار دادن کهکشانها و خوشه ها نقش ماده تاریک را ایفا کند. در غیر این صورت اینها از هم پاشیده خواهند شد. فرم جدید برای نظریه ماند (MOND) که با نظریه نسبیت همخوانی دارد حرف های جالبی برای گفتن دارد. اما احتمالاً با الگوی نقطه ای میکروطول موج های پس زمینه ای سازگاری ندارد.

6- روح هستی

سه رمز گیتی شناسی مدرن را می توان در یک روح جمع نمود. پس از پذیرفتن قانون کلی نسبیت انیشتن گروهی از فیزیکدان ها یک ماده عجیبی به نام «روح همچگال» یا ghost condensate از تئوری جدیدشان ارائه دادند. این ماده می تواند نیروی جاذبه-دافعه ای را برای کنترل گسترش جهان در بیگ بنگ تولید کند. این درحالی است که افزایش شتاب آرامتری را موجب می شود که به انرژی تاریک (dark energy) نسبت می دهند. به علاوه اگر این ماده لغزنده تجمع یابد می تواند ماده تاریک (dark matter) را به وجود آورد.

7- جهان کوچک

الگوی نقطه ای در پس زمینه ی میکروطول موج های جهان داری نقص مشکوکی می باشد: به طوری که به طرز شگفت انگیزی نقطه های بزرگی در پس زمینه وجود دارد. یک توضیح قابل قبول این است که جهان کوچک است، آنقدر کوچک که اگر به زمان تولید پس زمینه میکرو طول موج ها بازگردیم هستی نمی توانست آن لکه های بزرگ را نگه دارد.

8- چرا هر دو سوی جهان مشابه هم است؟ این یک معماست چون چیزهای قابل روئیت در هستی هرگز قابل دسترس نبوده حتی اگر به اوایل بیگ بنگ نیز برگردیم ، به زمانی که این مناطق خیلی به هم نزدیکتر بودند، نور نیز زمان کافی برای رسیدن به نقطه ای دیگر را نداشت. حتی زمان برای توازن دما و غلظت هم کافی نبود. اما الان این توازن برقرار است. اما یک راه حل این است: حرکت نور در گذشته بسیار سریعتر از اکنون بوده است! اما برای عملی کردن این راه حل به یک بازنگری اساسی و کلی در مورد تئوری نسبیت انیشن احتیاج است.

9- نوترون های خنثی

ماده تاریک از اجزای دافعی تشکیل شده – نوترون های خنثی یا sterile neutrinos – و تنها تحت تاثیر جاذبه بر یکدیگر اثر می گذارند و این امر آنها را غیر قابل شناسایی می سازد. اما حتماً باید خواص درستی داشته باشند تا ماده تاریک گرم بوده و با سرعت چندین کیلومتر در ثانیه حرکت کنند. این نوترون های خنثی می توانند در شکل گیری ستارگان و سیاه چاله ها موثر باشند.

10- ماتریکس

شاید هستی ما واقعی نباشد. پروفسور نیک باستروم (Nick Bostrom) چنین ابراز می کند که ما احتمالاً داخل یک شبیه ساز کامپیوتری زندگی می کنیم. با فرض این مساله شبیه سازی دانش و آگاهی نیز امکان پذیر می شود و سپس تمدن آینده نیز از آن تبعیت می کند. اکثر جهان های مشاهده شده یک بار شبیه سازی شدند. شانس زیادی هست که ما در یکی از آنها هستیم. در این مورد شاید تمام عجایب گیتی شناسی از جمله ماده تاریک و انرژی تاریک تکه هایی هستند که به آسانی به هم می چسبند تا بتوانند تناقضات و ناهماهنگی های موجود در شبیه سازی مان را بپوشانند.

منبع : سایت نجوم ایران

ترجمه نعیمه موحدی از سایت علمی newscientist.com

آیا بعد چهارم فضا-زمان واقعاً یک ماده فوق العاده هادی است که با گردابهای درحال چرخش به اطراف پراکنده شده است؟

ali.gبا همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو

که در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
آفلاین
ali.g
(-: بخند :-)
*****
ثبت‌نام‌شده

ارسال ها: 840
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
اعتبار: 2
سپاس ها -9
سپاس شده -2 بار در -2 ارسال
۳-بهمن-۱۳۸۹, ۱۱:۴۵ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۳-بهمن-۱۳۸۹ ۱۱:۴۶ صبح، توسط ali.g.)
0RE: عکس فراماسون و قدرت روح ( دایره ) | ارسال: #4

روان یا بازگشت روح




روان





نماد فروهر،نماد زرتشت یا بازگشت روح



روان به درستی معنی پارسی واژهٔ عربی روح است . برخی معتقد به بازگشت روح یا وازایش هستند.


دین اسلام

این واژه در قرآن مجید ۲۱ بار تکرار شده‌است، و معانی متعددی دارد. از جمله:

* فرشته وحی(جبرئیل)؛ که به صورت «روح القدس»(نحل، ۱۰۳) و «روح الامین»(شعراء، ۱۹۳) به کار رفته‌است.
* فرشته‌ای که بالاتر از همه ملایک است، یا موجودی برتر از ملایک. (قدر، ۴)(نبأ، ۳۸)(معارج، ۴ و ۵).
* روح مستقل از جسم در انسان(نفس انسانی):

قرآن در آیات ۲۹ حجر، ۷۲ «ص» و ۹ سجده می‌فرماید: خدا پس از تکمیل خلقت انسان و نظام بخشیدن به آن، از روح خویش در آن دمید، و سپس به فرشتگان دستور داد بر او سجده کنند.

در جهان بینی اسلامی، انسان از دو چیز مختلف آفریده شده‌است، که یکی در حد اعلای عظمت، و دیگری ظاهراً در حد ادنی از نظر ارزش.جنبه مادی انسان را گل بد بوی تیره رنگ (لجن) تشکیل می‌دهد، و جنبه معنوی او را چیزی که به عنوان روح خدا از آن یاد شده‌است.


آئین بهائی

در آثار دین بهائی از پنج نوع روح صحبت به میان آمده که به شرح زیر است:

1. روح نباتی
2. روح حیوانی
3. روح انسانی
4. روح ایمانی
5. روح القدس

بهائیان معتقدند که انسان به خاطر کامل نبودن عقل انسانی، از شناخت و درک روح عاجز است.

چون انسان و در واقع عقل او مادی است هرگز نمی‌تواند درک مسائل غیر مادی، مانند خداوند و روح را بکند و در کتاب‌های آسمانی اگر مطلبی در مورد روح باشد، در مورد خصائص روح است نه ماهیت آن و در این راستا دین بهائی هم از بقیه ادیان مستثنی نیست.


زمان پیدایش روح

در مورد زمان پیدایش روح، شوقی افندی، ولی امرالله در دین بهائی، اینچنین می‌گوید:
« نفس یا روح انسانی هم‌زمان با انعقاد نطفه جسمانی به وجود می‌آید. »


بقای روح


در مورد بقای روح عبدالبهاء می‌نویسد:
« روح انسانی را بدایت است، ولی نهایت نه. الی‌الابد باقی و برقرار است. »


ترقی روح

بهائیان معقدند روح انسانی به ترقیات خود در عالم الهی در مرتبه مخصوص خود ادامه می‌دهد و این ترقیات روحانی بسته به فیض الهی است و یکی دیگر از عوامل موثر در ترقی، دعا و مناجاتی است که در حق متوفی خوانده می‌شود»

عوالم روحانی و جسمانی از یکدیگر جدا نیستند.

رشد و نمو درخت که ریشه‌هایش عمیقا در خاک است با وجود اینکه رتبه‌اش از خاک بالاتر است ولی برای حفظ حیات خود به آن وابسته‌است و علی رغم وابستگی در خلاف جهت آن رشد می‌کند و این دقیقا مانند نیاز انسان به این عالم برای رشد روحانیش است.

بعضی از اعضاء در عالم رحم مانند چشم بی فایده‌اند ولی با ورود به این عالم و به کمک آفتاب ارزنده‌ترین حس که بینایی است را به انسان عطا می‌کند و به همین قیاس فضائلی که انسان در این عالم کسب می‌کند با کیفیاتی که در عالم روحانی بعد موجود و بر ما در این عالم فانی مجهول است سبب ترقیات روح در عالم بعد خواهد شد.

بهاءالله می‌نویسد:«فرق این عالم با آن عالم مثل فرق عالم جنین است با این عالم»


روح از نظر روح‌شناسی نوین


حسن رهبر زاده رئیس فعلی انجمن روحی ایران در کتاب خود شناخت ارواح موارد زیر را آورده است:

* تشریح عوالم هفت گانه ارواح
* گزارشات یک روح از جهان اول یا جهنم و سپس رشد وی به جهان دوم یا اعراف
* شرحی از چگونگی زیست ارواح در جهان سوم روحی یا بهشت

ali.gبا همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو

که در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
آفلاین
ali.g
(-: بخند :-)
*****
ثبت‌نام‌شده

ارسال ها: 840
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
اعتبار: 2
سپاس ها -9
سپاس شده -2 بار در -2 ارسال
۳-بهمن-۱۳۸۹, ۱۱:۵۵ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۳-بهمن-۱۳۸۹ ۱۱:۵۶ صبح، توسط ali.g.)
0RE: عکس فراماسون و قدرت روح ( دایره ) | ارسال: #5

تناسخ از واقعیت تا رؤیا

Quantcast

تناسخ چیست ؟


اعتقاد به زندگی های متوالی را تناسخ می نامند , تناسخیون بر این باورند که زندگی انسان با مرگ به اتمام نمی رسد , هزاران بار و شاید هم بیشتر در کالبدهای متفاوت بدین جهان پای می گذارد , و این امر تا زمانی ادامه خواهد یافت که روح به رشد و کمال رسیده و به روح برتر بپیوندد و در این صورت است که چرخۀ زایش دوباره را پایانی خواهد بود . اعتقاد به تناسخ  در تعاریف گوناگون تقریبا در تمامی ادیان و آیین ها ذکر شده است .  باور به تناسخ به عنوان پدیده ای که در آن روح مرد یا زن مرده دیگر باره در کالبد دیگری دمیده خواهد شد , یک اعتقاد و باور باستانی است که حتی در یونان و روم باستان نیز وجود داشته است . افلاطون (c. 428–348 B.C.E.) به وجود چندیدن تناسخ و نیز نقش کارما در ایجاد آن در مقالات خود به بحث پرداخته است و از کارما به عنوان بالانس روحانی میان علت و معلول یاد کرده است . در کتاب قوانین می گوید : بدانید که اگر شما روی به سوی بدی نهید , شما به سوی روح بدی خواهید رفت و اگر به سوی خوبی گام نهید به سوی روح خوبی , و در هر یک از این چرخه های بازپیدایی یعنی مرگ و میلادی دوباره رنج بسیار خواهید برد . سقراط  (106–43 B.C.E.) در کتاب رساله ای بر شکوه بر این مطلب صحه می گذارد که تدابیر ذهن استنباطی شراره هایی از حقیقت را داراست زمانی که آنان می گویند انسانها زاده می شوند برای رنج کشیدن , کفاره ای از گناهان که با باز پیدایی در قالبی انسانی به خود شکل می بخشد . پلاتینوس (205–270 C.E.) فیلسوف یونانی می گوید تناسخ باوری است از روزگار باستان و به این معنی که روح درتاریکی دوزخ کفاره گناهانش را خواهد پرداخت و بعد از ان به بدن جدیدی و برای آزمایشی جدید انتقال خواهد یافت.

در هندویسم , بودیسم , سیکیسم , برهمنیسم , جینیسم ,آیین های شمنی در آسیا و آفریقا , بومیان استرالیا ( ابوریجینال ها ) , سرخپوستان ( اینکاها و مایاها ) و حتی در فرقی از اسلام نظیر یارسان و برخی شیعیان معروف به غلات ( غالیان )  معتزلیان و نصیریه و دروزیه ( فرق شیعی ) نیز اعتقاد به تناسخ دیده شده است در پاره ای از فرق مسیحیت نیز از اعتقاد به تناسخ سخن گفته شده است  . اگرچه در هر از ادیان به طریقی به تفسیر این واژه نشسته اند اما در کل به نظر می رسد به این امر واقف بوده اند . در بودیسم و هندویسم اعتقاد به تناسخ به صورتی آشکارا تعریف شده است , اما به عنوان مثال بومیان آمریکا یا همان سرخپوستان اعتقاد دارند با مرگ فردی از افراد قبیله روح او در بدن حیواناتی چون عقاب , خرس , گرگ و گوزن حلول می کند و در مواردی به کمک او می شتابد و راهنمای معنوی او خواهد بود که آن را بسیار مقدس می شمارند و کشتن این حیوان می توانست مشکلات زیادی برای شکارچی به وجود آورد , در استرالیا نیز هنگامی که سفید پوستان به کشتن دلفینها پرداختند این امر باعث جریحه دار شدن احساسات بومیان ( ابوریجینال ها ) می گردید چون بر طبق یک اعتقاد باستانی , پس از مبارزه ای بین نیاکان آنان با نیروهای شیطانی , هنگامی که نیاکان شکست خورده و کشته شدند و ارواح آنان در بدن دلفینها حلول کرد , دلیل این امر را نیز اینگونه عنوان می کنند که دلفینها در حملۀ کوسه ها از انسان محافظت می کنند و یاور آنها یی هستند که ساحل را گم کرده اند . اما در مورد اعتقاد به تناسخ در اسلام گرچه نمی توان به یقین بر اعتقاد به تناسخ مهر تایید زد اما می توان به شعر مولانا جلال الدین محمد بلخی اشاره کرد :

از جمادی مردم و نامی شدم
و ز نما مردم به حیوان بر زدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
حمله دیگر بمیرم از بشر
تا بر آرم از ملایک پر و سر
و ز ملک هم بایدم جستن ز جو
کل شیء هالک الا وجهه
بار دیگر ز ملک قربان شوم
آنچ اندر وهم ناید آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون
گویدم که انا الیه راجعون

——-

همچنین به شعری از منصور حلاج که می گوید :

به سان گیاه باز ها رسته ام

بر کرانۀ رودهای روان

برای هزاران سال

کار کرده ام و زیسته ام

در بدنهای بسیار .

——

نظر قرآن نیز تا حدودی شفاف به نظر می رسد : ( و شمایان مرده بودید و او بود که شما را به زندگی باز گردانید و اوست که دیگر بار شمایان را می میراند و بار دیگر به زندگی باز می گرداند و در نهایت شمایان را در خویش گرد هم خواهد آورد (2:28) . در اینجا کلمۀ شمایان مرده بودید تنها این معنی را می دهد که شمایان  پیش از مرگ زنده بوده اید و زندگی کرده اید و کلمۀ در نهایت شمایان را در خویش گرد هم خواهد آورد , به خوبی مرحلۀ رسیدن به رهایی ( Muksha در هندوئیسم ) از چرخۀ تناسخ های متوالی  ( سامسارا ) را مشخص می نماید که این مرحله مرحلۀ رسیدن به آرامش مطلق یا همان نیروانا در آیین های شرقی است که در این معنی چیزیست متفاوت از زندگی ابدی در بهشت یا جهنم . آنهایی که با این تفسیر مخالفند , مدعی هستند که مرگ کلمه ای است که بصورت معمول برای چیز های بی جان به کار می رود و لستفاده از این کلمه به معنی زنده بودن قبل از آن نیست ( عبد الله طریق , صدای اسلام فوریه 2002 ).

اینک تعدادی از آیات مرتبط را در ذیل خواهیم , آیاتی که تناسخیون مسلمان که تعداد کمی از مسلمانان را تشکیل می دهند با تکیه بر آن ادعای اعتقاد به تناسخ در اسلام را پیش می کشند :

  • هر نفسی , شهد ناگوار مرگ را خواهد چشید و پس از مرگ همه به ما رجوع خواهند کرد . ( عنکبوت , آیۀ 57 )
  • کافران در جهد و غفلتند تا آنگاه که وقت مرگ هر یک فرا رسد در آن حال آگاه و نادم شده و گویند بار الها مرا به دنیا باز گردان . تا شاید به تدارک گذشته عملی صالح به جای آرم و به او خطاب شود که هرگز نخواهد شد , ( مرا باز گردان ) را از حسرت همی بگویند و (ثمری نمی بخشد ) از عقب آنان عالم برزخست تا روزی که بر انگیخته شوند ( روز رستاخیز ) . ( مؤمنون , آیۀ 99-100)
  • و ازآنچه روزی شما کردیم ذر راه او انفاق کنید پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد , در آن حال به حسرت بگوید , پروردگارا اجل مرا اندکی تاخیر انداز تا صدقه و احسان بسیار کنم و از نکو کاران شوم . و خدا هرگز اجل هیچکس را از وقتش که فرا رسد مؤخر نیفکند و خدا به هر چیز که می کنید آگاه است . ( منافقون , آیۀ 10-11)
  • در آن حال کافران گویند پروردگارا تو مارا دو بار بمیراندی و باز زنده کردی , تا ما به گناهان خود اعتراف کردیم ,آیا اینک ما را راهی است که از این عذاب دوزخ بیرون آئیم ؟ ( غافر , آیۀ 11)
  • مردم چگونه کافر می شوید به خداوند , حال آنکه شمایان مرده بودید و خدا شما را زنده کرد و دیگر بار بمیراند و باز زنده گرداند و عاقبت بسوی او باز خواهید گشت ( بقره , آیۀ 28)
  • و همانا شمایان را از گل خالص آفریدیم , پس آنکاه او را نطفه گردانیده و در جای استوار ( رحم ) قرار دادیم , آنگاه نطفه را علقه و علقه را گوشت پاره و باز ان گوشت پاره را استخوان و سپس بر استخوانها گوشت پوشانیدیم , پس از آن خلقتی دیگر انشا نمودیم , آفرین بر قدرت کامل بهترین آفریننده .
  • و خداست که وقت مرگ ارواح خلق را می گیرد و آن کس را که هنوز مرگش فرا نرسیده نیز در حال خواب روحش را قبض می کند , سپس آن را  که حکم به مرگش کرده جانش را نگه می دارد و آن را که نکرده به بدنش باز می گرداند تا وقت معین مرگ ( زمر , آیۀ 42)
  • اگر بخواهیم شما را فانی کرده و خلقتی دیگر مثل شما بیافرینیم و شما را به صورتی که اکنون از آن بی خبرید بر می انگیزیم . ( واقعه , آیۀ 60-61)
  • و حال آنکه او شما را از نطفه ای به انواع خلقت و اشکال گوناگون بیافرید تا نشانه های حکمت با عظمتش در خود مشاهده کنید .

کارما چیست ؟


با این کلمه در بیشتر آیین های شرقی روبرو هستیم , از آن به تنها مشخص کنندۀ چرخۀ علت و معلول نیز یاد می شود , که در فلسفۀ هندویسم , بودیسم , جاین و سیکیسم  شرح داده شده است . مفهومی است در باب مسوولیت , حلقۀ واسطی است بین دو یا چند روح از یک یا چند دورۀ زندگی ( تناسخ ) . وظایف و حتی کوتاهی های صورت گرفته , موضوعی است که شما به شخص دیگری بدهکار هستید و یا اینکه اشخاص دیگری از زمان دیگری ( زندگی های قبلی ) به شما بدهکار هستند . تعریف کارما در هر آیینی می تواند با دیگری تفاوت داشته باشد اما در کل به معنی جمع تک تک تمامی اعمال انجام شده می باشد. کارما به معنی نوعی کیفر , انتقام , مجازات و یا پاداش نیست نیست بلکه به صورت بسیار ساده ای با انچه هست سروکار دارد , به این ترتیب که نتیجۀ کردارها تجربه و آمادگی گذشته , حال  و آیندۀ ما را می سازد . تمامی موجودات زنده در مقابل کارمای خود و اثرات آن برای رهایی از سامسارا ( چرخۀ باز پیدایی ) مسؤول هستند . در این باور این گونه فرض می شمو که آنچه شما اکنون هستید نتیجه ایست از کارمایی که در زندگی های پیشین خود کسب کرده اید و آنچه در زندگی بعدی خواهید بود نتیجه ایست از اعمال شما در این زندگی , پس در این تعریف شما چیزی نیستید جز نتیجۀ اعمال , و مسؤول در قبال تمامی آنان , جهنم چیزی نیست جز باز پیدایی های ( تناسخ ) متناوب در کالبد های مختلف و امری است ذهنی که در قالب اعمال شما عینیت می یابد , و این باز پیدایی تا زمانی ادامه می یابد که شما خود را از چرخۀ رنج زایی هستی ( سامسارا) رهایی بخشید که این امر شما را وادار به زندگی در راهی درست و انسانی , جدا از هر گونه خواهش نفس , کینه , نفرت , خشم , آزار موجودات می نماید در هر صورت این بر عهدۀ شماست که خواه در یک زندگی , خواه در هزاران زندگی به رهایی مطلق ( نیروانا ) یا همان اشراق .

در نگاه به مسئله تناسخ باید توجه داشت که جدای از قضاوت های شخصی به آن نگاه کنیم و با آن مانند پدیده ای نو و امری که گویا زایده دیدگاه غربی ست برخورد نکنیم . و این نکته را باید دانست جدا از اعتقاد و یا عدم باور ما نسبت به آن , تناسخ سالیان بسیاری از اعتقادات بومیان جهان و حتی نیاکان ما در سراسر جهان بوده است و فرضیه ای بی اساس با عمری چند صد ساله نیست , بلکه درختیست با ریشه هایی به عمق خلقت انسان در جهان هستی .

برای اطلاعات بیشتر در بارۀ تناسخ به اینجا مراجعه کنید

ali.gبا همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو

که در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
آفلاین
ali.g
(-: بخند :-)
*****
ثبت‌نام‌شده

ارسال ها: 840
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
اعتبار: 2
سپاس ها -9
سپاس شده -2 بار در -2 ارسال
۳-بهمن-۱۳۸۹, ۱۲:۲۹ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۳-بهمن-۱۳۸۹ ۱۲:۳۳ عصر، توسط ali.g.)
0RE: عکس فراماسون و قدرت روح ( دایره ) | ارسال: #6
http://www.blogfa.com/layouts/pink2/index_81.gif); background-repeat: repeat-x;" dir="rtl" height="70" align="center">
http://www.blogfa.com/layouts/pink2/index_41.gif); background-repeat: repeat-x;" rowspan="2" width="110" height="128" valign="top">
http://www.blogfa.com/layouts/pink2/index_141.gif);" dir="rtl" height="57" align="center" valign="top">بررسی مسائل و رازهای ناشناخته
http://www.blogfa.com/layouts/pink2/bgall.gif); border-bottom: 1px solid #feaba9;">
چشم سوم – غده صنوبری

غده ی صنوبری (همچنین بدن صنوبری، اپیفیسیس سِربِری، اپیفیسیس و یا چشم سوم نامیده میشود) غده ی درون ریز کوچکی است که در مغز مهره داران قرار دارد. این غده ملاتونین (melatonin) تولید میکند، هورمونی که بر روی فرکانسهای الگوی خواب و بیداری و مسئولیت ساعت بیولوژیکی انسان را بر عهده دارد.

غده صنوبری به صورت یک مخروط میوه کاج کوچک است و به همین دلیل به آن غده صنوبری می گویند.

معمای 2012 – میوه کاج – توضیحاتی در مورد غده صنوبری

میوه کاج غده صنوبری

غده صنوبری نزدیک به مرکز مغز، بین دو نیمکره سر (نیمکره غربی) در گودی در مرکز تقاطع تالاموس گذاشته شده است. برخلاف بیشتر قسمتهای مغز، غده صنوبری، توسط سیستم مانع (منع) خون از دیگر نقاط بدن جدا نیست. این (غده صنوبری) به رنگ خاکستری مایل به قرمز و به اندازه یک نخود (8 میلیمتر در انسانها) است.

http://www.canadastreetnews.com/pics%20for%20CSN/third_eye.jpg

و در پشت و زیر شیار مغزی (یا خط نخاعی)، به صورت افقی در اتصال تالاموس، و قسمتی از هیپوتالاموس واقع شده است. روی خط وسط ساختار مغز است و اغلب مواقع در عکسبرداری های اشعه X از جمجمه دیده میشود، که اکثرا آهکی شده اند. فرآیند آهکی شدن جذب فلوراید موجود در آب و خمیر دندان است. این آخرین غده درون ریزی است که کارش در بدن کشف میشود.

متافیزیک

موقعیت غده صنوبری در این جای عمیق و غیر قابل دسترس در مغز، به نظر میرساند که این غده اهمیت پنهانی دارد. قبلا قابلیت آن به عنوان یک یک چشم فیزیکی که میتواند ماورای فضا و زمان را ببیند، کشف شده است، و به خرافات و عرفان نسبت داده شد. امروزه آن با چاکرای ششم، که به بیداری و نبوت نسبت داده میشود و موجب افزایش آگاهی روانی میشود، شده است.

چاکرا چرخهای فزاینده یا مخروط انرژی

12 around spiraling cones of creation

غده صنوبری یا چشم سوم در مرکز هندسی مغز واقع شده است. این به محل هرم بزرگ در وسط سیاره فیزیکی (سیاره زمین) ارتباط پیدا میکند.

تمام چشمان برای دیدن و نماد چشم

غده صنوبری بوسیله نور فعال شده، و این غده در ریتمهای زیستی مختلفی از بدن را کنترل میکند. غده صنوبری به صورت هماهنگ با غده هیپوتالاموس (hypothalamus) که تشنگی، گرسنگی، نیازهای جنسی و ساعت زیستی (ساعتی که عملات پیر شدن و گذشت زمان را بر عهده دارد) را بر عهده دارد، کار میکند. وقتی که بیدار میشود (غده صنوبری فعال میشود)، فشاری در قاعده مغز احساس میشود.

در حالی که عملکرد فیزیولوژیکی غده صنوبری تا زمان حال ناشناخته باقی مانده است، سنتهای عرفانی و مدارس معنویت و باطن شناسی این قسمت از مغز میانی، که رابط بین دنیای فیزیکی و معنوی، روحانی بوده است را میشناختند. به عنوان قویترین و بالاترین منبع انرژی اثیری ethereal energy( انرژی است که در کالبد انرژی انسان قرار دارد بصورت یک هاله ای از انرژی درون انسان قرار میگیرد که در دیگر موجودات با روش عکسبرداری کرلیان قابل مشاهده است) قابل دسترسی برای انسانها، شناخته شده است. غده صنوبری همیشه در شروع و ظهور قدرتهای فوق طبیعی بسیار مهم بوده است. و توسعه استعداد های خارق العاده روانی، همیشه با این ارگان دید فراتر (higher vision)، از نزدیک در ارتباط بوده اند.

وقتی که غده صنوبری فعال باشد، چشم سوم به عنوان یک استارگیت (stargate ، star+gate دروازه ستاره ای)، که ماورای فضا و زمان را، در فضا و زمان می بیند.

به منظور فعال کردن چشم سوم، باید فرکانسهای فرد را افزایش داد و او را به ادراک و آگاهی بالاتر برد (همه چیز آگاهی و درک تجربه ی دریافت شده از طریق چشم زمان یا چشم سوم است). مراقبه، یوگای تجسم، و تمام اشکال سفر خارج از بدن، چشم سوم را باز میکند و اجازه میدهد که فراتر از فیزیک (جسم و ماده) ببیند.

همانطور که تمرین میکنید، آن را سریعتر، بیشتر و بهتر به دست می آورید. توانایی های روانی خارق العاده شما و همچنین پیامهای دریافتی در طول زمان رویا و خواب، افزایش مییابند. ممکن است که اول بوسیله بستن چشمهای فیزیکی خود شروع کنید، اما همانطور که تمرین میکنید، قادر خواهید بود که چشم سوم خود را با تمرکز و دریافت پیام از طریق چشمان باز فیزیکی خود، باز کنید.

ارتعاشات سیاره ای (ارتعاشاتی از امواج که از هر سیاره متصاعد میشود) / افزایش فرکانس به صورت تصاعدی، به روح و نفس اجازه میدهد که بسیار آسانتر از گذشته بتواند این کار را انجام دهد.

فرکانس ادامه خواهد یافت تا زمانی که آگاهی به اندازه کافی افزایش یابد، تا تکامل در طول چند سال بدست بیاید.

کندالینی Kundalini (کندالینی نیرویی روحانی و کیهانی است که به صورت حلقه شده در تمام انسانها بصورت وارونه در دهانه سوشومنا نیدی قرار گرفته است. کندالینی آگاهی خالص، رهایی و دانش است.)

http://engtovo.files.wordpress.com/2007/07/kundalini.jpg?w=500

غده صنوبری بعد از لمس شدن بوسیله نور مرتعش کندالینی، مطابق با اندیشه برتر الهی divine میشود. صعود خود را، بعد از پاسخ دادن به ارتعاشات حاصل شده از نوری در سر (light in the head) ، به سمت مرکز سر، شروع میکند. نور در قسمت بالای سوتراتما (sutratma) یا موضوع روح soul thread ، که از بالاترین سطح وجود ما میگذرد، وجود دارد.

برگرفته از سایت : http://www.ufolove.wordpress.com

ali.gبا همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو

که در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
آفلاین
ali.g
(-: بخند :-)
*****
ثبت‌نام‌شده

ارسال ها: 840
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۸۹
اعتبار: 2
سپاس ها -9
سپاس شده -2 بار در -2 ارسال
۳-بهمن-۱۳۸۹, ۱۲:۳۴ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۳-بهمن-۱۳۸۹ ۱۲:۳۵ عصر، توسط ali.g.)
0RE: عکس فراماسون و قدرت روح ( دایره ) | ارسال: #7
ريكي چيست ؟


[تصویر: 1273390014_11448_15a38bb9c6.jpg]

« ری» به معنای آگاهی معنوی بکار برده می شود.« ری» در ریکی به معنی « خرد برتر » یا «آگاهی معنوی» است که از سوی خداوند یا ضمیر برتر می آید و همه چیز را می داند.

«ری» به معنی : کل، جامع، جهانی، همگانی، روح، خدا، نیروی کیهانی، قدرت الهی، رحمت الهی، فیوضات الهی، چیزی که در همه جا حاضر است، آگاهی روحی، آگاهی روحانی، دانش فوق طبیعی، علوم متافیزیکی و باطنی، آگاهی الهی، قدرت برتر، حکمت یا خرد الهی، روح متعالی ( تکامل یافته ) دانش برتر و آگاهی برتر آمده است.

« ری » در کل از نظر معنوی معنی خدا را می دهد، از نظر علمی به معنی کل جهان و هستی است.
« ری» در اینجا به معنی انرژی و نیروی کیهانی است ((Casmic energy
« ری »یک منبع بی منتهای انرژی است که برتر است و در ماوراء است و می تواند بسوی انسانها سرازیر شود و به همه انرژی بدهد.

[تصویر: 1273390055_11448_61cb75dd0f.gif]

« کی» انرژی انسانی Energy) Human) ، انرژی محدود و کوچک یا هاله نورانی انسان (Aura) می باشد.
« کی » انرژی زندگی و نیروی حیات است، یک نوع انرژی غیر مادی است که در اطراف همه موجودات زنده وجود دارد.

«کی» مایه حیات بدن و انرژی اصلی افکار و احساسات و زندگی معنوی ماست.
«کی» برای پرورش جسم و ذهن، آگاهی روحی، تجلی هدفها، پیش گویی و شفا بکار می رود.

ریکی شکلی از انرژی «کی» می باشد که کاربرد صحیح تمام انرژی های حیاتی فرعی را سازماندهی و هدایت می کند.

ذهن انسان می تواند انرژی«کی» را که در اطراف او وجود دارد متمرکز و هدایت کند. ریکی انرژی آگاهی می باشد که « ری»، «کی» را هدایت می کند یعنی ریکی خود را هدایت می کند و نیازی به هدایت ندارد! بنابراین یک تفسیر کامل از واژه ریکی چنین است: « انرژی زندگی تحت هدایت معنوی» (ریکی شفا با دست )

هرکس با هر اعتقاد و مذهب می تواند ریکی را بیاموزد و از آن استفاده کند زیرا استفاده از ریکی نیاز به اعتقاد خاصی ندارد. به همین خاطر سرعت فراگیر شدن ریکی بسیار زیاد می باشد تا جایی که امروزه می توان ریکی را جهانی دانست.

بیندیشید چه زیباست جهانی آشنا با ریکی و ریکی جهانی! جهان آشنا با ریکی همچون خود ریکی، سرشار از عشق و محبت و مهربانی خواهد بود، ریکی در رسیدن بشریت به آرزوی دیرینه خود که آرامش، صلح، عدالت و مهربانی است نقش مهمی را ایفا می کند!

ريكي چيست؟

[تصویر: 1273390299_11448_9b8ca61bf0.jpg]

به طور عام ريكي به تكنيك ساده شفابخشي از طريق استقرار دستان اطلاق ميشود.فرمي از درمان ازطريق انرژي كه در قرن 19 توسط دكتر ميكائو اوسوئي در ژاپن مجدداً كشف گرديد. دكتر اوسوئي واژه ريكي را برگزيد تا انرژي حياتي جهاني را كه ذهن را آرام و نيروي حياتي انسان را افزايش مي‌دهد، توصيف نمايد. با قراردادن دستان برروي نقاط خاصي از بدن فرآيند شفابخشي شكل مي‌گيرد.

ذات و رهبرد اينگونه از شفابخشي توسط يك سلسله تشريفات از استاد به شاگرد منتقل مي‌شود و مانند فرمهاي تانتاريك بودائي در ژاپن و تبت با نام همسويي يا نيروبخشي ناميده ميشود.

در حقيقت ريكي همان طبيعت بنيادي يا عصاره وجودي جهان است و روش درمان طبيعي اوسوئي راهي ساده براي بازبخشي به خود است از آنچه واقعاً هستيم يعني همان نيروي انرژي جهاني زندگي .

شما مي‌توانيد خود را با آن احياء مجدد نماييد كه در واقع بازگشتي عميق به آن چيزي است كه همواره بوده‌ايم.

در فيزيك كوآنتومي همانند علوم باطني انرژي به عنوان بنيان و اساس وچود شناخته مي‌شود و در حقيقت هيچ تجسدي وجود ندارد و جسم انسان ، تفكرات و تمايلات آن همگي نوساناتي از انرژي در فركانسهاي مختلفند. هرچه اين جنبشها و نوسانات چگالتر و تنگتر باشند ما مستعدتر وآماده ترخواهيم بود به جهت مواجهه باعدم راحتي وبيماري.به عكس هرچه اين تنش ها ونوسانات بازتر وكمتر باشند شانس بيشتري براي درك سلامت طبيعي،رهايي،زيبايي،سعادت وخوب بودن وجود خواهد داشت.

همزمان با بكار گرفتن ذهن وجسم وارتباط با نيروي جهاني زندگي ، تجربه اي منحصر به فردوبسيار شخصي ريكي ميتواند هرشخص رابا روند آرام ومحكم از محدوديت افزايش سن رهايي بخشد وهمزمان با اين رهايي تجربه اولين سلامتي وبالانس جسمي و روحي نيز بدست مي آيد و سرانجام اين تجربه به احساس رهايي ، آزادي و وحدت الهي منجر ميگردد.

ريكي از كجا آمده است؟

به لحاظ ظاهري و به عنوان انرژي درمانگر، ريكي ريشه هاي اصلي خود را درهند ميابد،كه پس از گذر از تبت وچين به ژاپن رسيده است.يعني همانجايي كه توسط دكتر اوسوئي مجدداْ شناسايي وكشف گرديد.ليكن به لحاظ پتانسيل دروني وذاتي آن ريشه وخواستگاهي نداردچرا كه تواماً با اين مفهوم به دليل قابليت سراسر نافذش هر شخص در هر لحظه‌اي توانايي تجربه مستقيم آن را دارد .

روش درمان طبيعي دكتر اوسويي، ريكي نيز مانند ساير شاخه‌هاي متفاوت درماني ريشه و بنياني عميق در ازمنه ماقبل تاريخ دارد و به طور خاص ريكي متعلق به سنن پزشكي است كه ريشه در جنوب ، مركز و شرق آسيا دارند .

با توجه به دست‌نوشته‌هاي خود دكتر اوسويي ، ريكي آنچنانكه ما آن را به توسط غرب شناخته‌ايم،‌سنتز و برآيندي از هفت مرتبه تعليم تانتاريك است كه بدون وابستگي به هرگونه مذهب و يا تعلقات فلسفي توسعه يافته است و ليكن ارتباط تنگاتنگي با عوالم روحي، انتقالات انرژيايي و تون‌بخشي در نحوه درماني بودايي دارد.

در يك برداشت و احساس عميق‌تر به عنوان ماهيت ذاتي انرژي جهاني حيات ريكي شالوده و ماهيت وجودي طبيعي همه جهان و موجودات آن است كه در همه جا وجود دارد. با توجه به شناختي كه ما از خودمان به شكل مادي يعني همان جسممان و قابليت ‌هاي حواس پنجگانه داريم دچار يك فراموشي شده‌ايم چرا كه ما موجودات و مخلوقاتي به ذات بدون محدوديت هستيم. ما توانايي‌ها و قدرت اعطاء شده را باز نمي‌خوانيم حال آنكه تنها با هوشياري و وسعت ديد و باز كردن وجود مي‌توانيم تمامي منابع مورد نياز را بسوي خود فراخوانيم. (درست همانند داستان ماهي و قرصهاي نان در مسيحيت يا داستان ويبوتي سايبابا)

در جريان همسويي و توانبخشي ريكي (كه بازگشايي كانال مستقيم انرژي ماست كه جريان انرژي حيات‌بخش در آن جاري مي‌گردد) ما دوباره متصل مي‌شويم و يا خيلي ساده متوجه اتصال هميشگي خود با انرژي موجود مي‌شويم و در آن رمان ما اقدام به جذب مستقيم تمامي آنچه نياز داريم مي‌نماييم همان نيازهايي كه در ابتدا به نظر مي‌رسيد كه از خارج وجودمان نشاْت مي‌گيرند و به آهستگي به درك مجددي از تمامي آنچه هستي از طريق قلب و نيز جسممان دست مي‌يابيم .


قسمت دوم متن
برگرفته از سایت مرکز بین المللی آموزش ریکی در ایران است
http://www.reikiworld.ir/Reiki/WhatisReiki.html

[تصویر: 1241302811_11942_e4c9949b1d.gif]

"من خوب هستم ، شما خوب هستید "
ali.gبا همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو

که در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
آفلاین
minarahimi021
عضو جديد
**
ثبت‌نام‌شده

ارسال ها: 2
تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
اعتبار: 0
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
۱۷-تير-۱۳۹۲, ۰۸:۳۱ عصر
0RE: عکس فراماسون و قدرت روح ( دایره ) | ارسال: #8
(۳-بهمن-۱۳۸۹ ۱۱:۵۵ صبح)ali.g نوشته شده توسط:  

تناسخ از واقعیت تا رؤیا

Quantcast

تناسخ چیست ؟


اعتقاد به زندگی های متوالی را تناسخ می نامند , تناسخیون بر این باورند که زندگی انسان با مرگ به اتمام نمی رسد , هزاران بار و شاید هم بیشتر در کالبدهای متفاوت بدین جهان پای می گذارد , و این امر تا زمانی ادامه خواهد یافت که روح به رشد و کمال رسیده و به روح برتر بپیوندد و در این صورت است که چرخۀ زایش دوباره را پایانی خواهد بود . اعتقاد به تناسخ  در تعاریف گوناگون تقریبا در تمامی ادیان و آیین ها ذکر شده است .  باور به تناسخ به عنوان پدیده ای که در آن روح مرد یا زن مرده دیگر باره در کالبد دیگری دمیده خواهد شد , یک اعتقاد و باور باستانی است که حتی در یونان و روم باستان نیز وجود داشته است . افلاطون (c. 428–348 B.C.E.) به وجود چندیدن تناسخ و نیز نقش کارما در ایجاد آن در مقالات خود به بحث پرداخته است و از کارما به عنوان بالانس روحانی میان علت و معلول یاد کرده است . در کتاب قوانین می گوید : بدانید که اگر شما روی به سوی بدی نهید , شما به سوی روح بدی خواهید رفت و اگر به سوی خوبی گام نهید به سوی روح خوبی , و در هر یک از این چرخه های بازپیدایی یعنی مرگ و میلادی دوباره رنج بسیار خواهید برد . سقراط  (106–43 B.C.E.) در کتاب رساله ای بر شکوه بر این مطلب صحه می گذارد که تدابیر ذهن استنباطی شراره هایی از حقیقت را داراست زمانی که آنان می گویند انسانها زاده می شوند برای رنج کشیدن , کفاره ای از گناهان که با باز پیدایی در قالبی انسانی به خود شکل می بخشد . پلاتینوس (205–270 C.E.) فیلسوف یونانی می گوید تناسخ باوری است از روزگار باستان و به این معنی که روح درتاریکی دوزخ کفاره گناهانش را خواهد پرداخت و بعد از ان به بدن جدیدی و برای آزمایشی جدید انتقال خواهد یافت.

در هندویسم , بودیسم , سیکیسم , برهمنیسم , جینیسم ,آیین های شمنی در آسیا و آفریقا , بومیان استرالیا ( ابوریجینال ها ) , سرخپوستان ( اینکاها و مایاها ) و حتی در فرقی از اسلام نظیر یارسان و برخی شیعیان معروف به غلات ( غالیان )  معتزلیان و نصیریه و دروزیه ( فرق شیعی ) نیز اعتقاد به تناسخ دیده شده است در پاره ای از فرق مسیحیت نیز از اعتقاد به تناسخ سخن گفته شده است  . اگرچه در هر از ادیان به طریقی به تفسیر این واژه نشسته اند اما در کل به نظر می رسد به این امر واقف بوده اند . در بودیسم و هندویسم اعتقاد به تناسخ به صورتی آشکارا تعریف شده است , اما به عنوان مثال بومیان آمریکا یا همان سرخپوستان اعتقاد دارند با مرگ فردی از افراد قبیله روح او در بدن حیواناتی چون عقاب , خرس , گرگ و گوزن حلول می کند و در مواردی به کمک او می شتابد و راهنمای معنوی او خواهد بود که آن را بسیار مقدس می شمارند و کشتن این حیوان می توانست مشکلات زیادی برای شکارچی به وجود آورد , در استرالیا نیز هنگامی که سفید پوستان به کشتن دلفینها پرداختند این امر باعث جریحه دار شدن احساسات بومیان ( ابوریجینال ها ) می گردید چون بر طبق یک اعتقاد باستانی , پس از مبارزه ای بین نیاکان آنان با نیروهای شیطانی , هنگامی که نیاکان شکست خورده و کشته شدند و ارواح آنان در بدن دلفینها حلول کرد , دلیل این امر را نیز اینگونه عنوان می کنند که دلفینها در حملۀ کوسه ها از انسان محافظت می کنند و یاور آنها یی هستند که ساحل را گم کرده اند . اما در مورد اعتقاد به تناسخ در اسلام گرچه نمی توان به یقین بر اعتقاد به تناسخ مهر تایید زد اما می توان به شعر مولانا جلال الدین محمد بلخی اشاره کرد :

از جمادی مردم و نامی شدم
و ز نما مردم به حیوان بر زدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
حمله دیگر بمیرم از بشر
تا بر آرم از ملایک پر و سر
و ز ملک هم بایدم جستن ز جو
کل شیء هالک الا وجهه
بار دیگر ز ملک قربان شوم
آنچ اندر وهم ناید آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون
گویدم که انا الیه راجعون

——-

همچنین به شعری از منصور حلاج که می گوید :

به سان گیاه باز ها رسته ام

بر کرانۀ رودهای روان

برای هزاران سال

کار کرده ام و زیسته ام

در بدنهای بسیار .

——

نظر قرآن نیز تا حدودی شفاف به نظر می رسد : ( و شمایان مرده بودید و او بود که شما را به زندگی باز گردانید و اوست که دیگر بار شمایان را می میراند و بار دیگر به زندگی باز می گرداند و در نهایت شمایان را در خویش گرد هم خواهد آورد (2:28) . در اینجا کلمۀ شمایان مرده بودید تنها این معنی را می دهد که شمایان  پیش از مرگ زنده بوده اید و زندگی کرده اید و کلمۀ در نهایت شمایان را در خویش گرد هم خواهد آورد , به خوبی مرحلۀ رسیدن به رهایی ( Muksha در هندوئیسم ) از چرخۀ تناسخ های متوالی  ( سامسارا ) را مشخص می نماید که این مرحله مرحلۀ رسیدن به آرامش مطلق یا همان نیروانا در آیین های شرقی است که در این معنی چیزیست متفاوت از زندگی ابدی در بهشت یا جهنم . آنهایی که با این تفسیر مخالفند , مدعی هستند که مرگ کلمه ای است که بصورت معمول برای چیز های بی جان به کار می رود و لستفاده از این کلمه به معنی زنده بودن قبل از آن نیست ( عبد الله طریق , صدای اسلام فوریه 2002 ).

اینک تعدادی از آیات مرتبط را در ذیل خواهیم , آیاتی که تناسخیون مسلمان که تعداد کمی از مسلمانان را تشکیل می دهند با تکیه بر آن ادعای اعتقاد به تناسخ در اسلام را پیش می کشند :

  • هر نفسی , شهد ناگوار مرگ را خواهد چشید و پس از مرگ همه به ما رجوع خواهند کرد . ( عنکبوت , آیۀ 57 )
  • کافران در جهد و غفلتند تا آنگاه که وقت مرگ هر یک فرا رسد در آن حال آگاه و نادم شده و گویند بار الها مرا به دنیا باز گردان . تا شاید به تدارک گذشته عملی صالح به جای آرم و به او خطاب شود که هرگز نخواهد شد , ( مرا باز گردان ) را از حسرت همی بگویند و (ثمری نمی بخشد ) از عقب آنان عالم برزخست تا روزی که بر انگیخته شوند ( روز رستاخیز ) . ( مؤمنون , آیۀ 99-100)
  • و ازآنچه روزی شما کردیم ذر راه او انفاق کنید پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد , در آن حال به حسرت بگوید , پروردگارا اجل مرا اندکی تاخیر انداز تا صدقه و احسان بسیار کنم و از نکو کاران شوم . و خدا هرگز اجل هیچکس را از وقتش که فرا رسد مؤخر نیفکند و خدا به هر چیز که می کنید آگاه است . ( منافقون , آیۀ 10-11)
  • در آن حال کافران گویند پروردگارا تو مارا دو بار بمیراندی و باز زنده کردی , تا ما به گناهان خود اعتراف کردیم ,آیا اینک ما را راهی است که از این عذاب دوزخ بیرون آئیم ؟ ( غافر , آیۀ 11)
  • مردم چگونه کافر می شوید به خداوند , حال آنکه شمایان مرده بودید و خدا شما را زنده کرد و دیگر بار بمیراند و باز زنده گرداند و عاقبت بسوی او باز خواهید گشت ( بقره , آیۀ 28)
  • و همانا شمایان را از گل خالص آفریدیم , پس آنکاه او را نطفه گردانیده و در جای استوار ( رحم ) قرار دادیم , آنگاه نطفه را علقه و علقه را گوشت پاره و باز ان گوشت پاره را استخوان و سپس بر استخوانها گوشت پوشانیدیم , پس از آن خلقتی دیگر انشا نمودیم , آفرین بر قدرت کامل بهترین آفریننده .
  • و خداست که وقت مرگ ارواح خلق را می گیرد و آن کس را که هنوز مرگش فرا نرسیده نیز در حال خواب روحش را قبض می کند , سپس آن را  که حکم به مرگش کرده جانش را نگه می دارد و آن را که نکرده به بدنش باز می گرداند تا وقت معین مرگ ( زمر , آیۀ 42)
  • اگر بخواهیم شما را فانی کرده و خلقتی دیگر مثل شما بیافرینیم و شما را به صورتی که اکنون از آن بی خبرید بر می انگیزیم . ( واقعه , آیۀ 60-61)
  • و حال آنکه او شما را از نطفه ای به انواع خلقت و اشکال گوناگون بیافرید تا نشانه های حکمت با عظمتش در خود مشاهده کنید .

کارما چیست ؟


با این کلمه در بیشتر آیین های شرقی روبرو هستیم , از آن به تنها مشخص کنندۀ چرخۀ علت و معلول نیز یاد می شود , که در فلسفۀ هندویسم , بودیسم , جاین و سیکیسم  شرح داده شده است . مفهومی است در باب مسوولیت , حلقۀ واسطی است بین دو یا چند روح از یک یا چند دورۀ زندگی ( تناسخ ) . وظایف و حتی کوتاهی های صورت گرفته , موضوعی است که شما به شخص دیگری بدهکار هستید و یا اینکه اشخاص دیگری از زمان دیگری ( زندگی های قبلی ) به شما بدهکار هستند . تعریف کارما در هر آیینی می تواند با دیگری تفاوت داشته باشد اما در کل به معنی جمع تک تک تمامی اعمال انجام شده می باشد. کارما به معنی نوعی کیفر , انتقام , مجازات و یا پاداش نیست نیست بلکه به صورت بسیار ساده ای با انچه هست سروکار دارد , به این ترتیب که نتیجۀ کردارها تجربه و آمادگی گذشته , حال  و آیندۀ ما را می سازد . تمامی موجودات زنده در مقابل کارمای خود و اثرات آن برای رهایی از سامسارا ( چرخۀ باز پیدایی ) مسؤول هستند . در این باور این گونه فرض می شمو که آنچه شما اکنون هستید نتیجه ایست از کارمایی که در زندگی های پیشین خود کسب کرده اید و آنچه در زندگی بعدی خواهید بود نتیجه ایست از اعمال شما در این زندگی , پس در این تعریف شما چیزی نیستید جز نتیجۀ اعمال , و مسؤول در قبال تمامی آنان , جهنم چیزی نیست جز باز پیدایی های ( تناسخ ) متناوب در کالبد های مختلف و امری است ذهنی که در قالب اعمال شما عینیت می یابد , و این باز پیدایی تا زمانی ادامه می یابد که شما خود را از چرخۀ رنج زایی هستی ( سامسارا) رهایی بخشید که این امر شما را وادار به زندگی در راهی درست و انسانی , جدا از هر گونه خواهش نفس , کینه , نفرت , خشم , آزار موجودات می نماید در هر صورت این بر عهدۀ شماست که خواه در یک زندگی , خواه در هزاران زندگی به رهایی مطلق ( نیروانا ) یا همان اشراق .

در نگاه به مسئله تناسخ باید توجه داشت که جدای از قضاوت های شخصی به آن نگاه کنیم و با آن مانند پدیده ای نو و امری که گویا زایده دیدگاه غربی ست برخورد نکنیم . و این نکته را باید دانست جدا از اعتقاد و یا عدم باور ما نسبت به آن , تناسخ سالیان بسیاری از اعتقادات بومیان جهان و حتی نیاکان ما در سراسر جهان بوده است و فرضیه ای بی اساس با عمری چند صد ساله نیست , بلکه درختیست با ریشه هایی به عمق خلقت انسان در جهان هستی .

برای اطلاعات بیشتر در بارۀ تناسخ به اینجا مراجعه کنید

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
آفلاین
minarahimi021
عضو جديد
**
ثبت‌نام‌شده

ارسال ها: 2
تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۲
اعتبار: 0
سپاس ها 0
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
۱۷-تير-۱۳۹۲, ۰۹:۰۷ عصر
0RE: عکس فراماسون و قدرت روح ( دایره ) | ارسال: #9
عزیزم همه این م۲بارمردن وزنده شدن توقرآن یکیش مربوط به زندگی این دنیا ومرگ این دنیا ویکیش مربوط به زندگی ومرگ قیامت سعی کن فقط به کلمات عربی دقت کنی وبه آیه های بعدوقبل هم توجه کن وسوره واقعه درباره قیامت وسعی کن به جای الهام گرفتن ازادیان دیگه وتفسیرقران باتوجه به ادیان ساختگی یا تحریف شده کمی از تفسیرالمیزان الهام بگیری به خدا اینا فقط سوادآخوندی نداشتن فراترازاینهاست وقرآن کامل بخون انشاالله به مطالب منطقی برسی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  فراماسون دجال (((@))) ali.g 47 12,363 ۶-فروردين-۱۳۹۲ ۰۱:۳۵ عصر
آخرین ارسال: Amin

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان