شما وارد انجمن نشده‌اید، در اینصورت از تمامی امکانات سایت نمی‌توانید استفاده کنید. برای رفع این مشکل وارد شوید یا ثبت‌نام کنید.
جامعه مجازی دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان
معرفی شهدا ( زندگی نامه . وصیت نامه .عکس و..) - نسخه قابل چاپ

+- جامعه مجازی دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان (http://forum.vru.ac.ir)
+-- انجمن: انجمن آزاد (/forum-25.html)
+--- انجمن: کافه دانشگاه (/forum-26.html)
+---- انجمن: دفاع مقدس (/forum-167.html)
+---- موضوع: معرفی شهدا ( زندگی نامه . وصیت نامه .عکس و..) (/thread-1901.html)

صفحه ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14


RE: معرفی شهدا ( زندگی نامه . وصیت نامه .عکس و..) - razie - ۱-ارديبهشت-۱۳۹۰ ۰۱:۵۹ صبح

[تصویر: 1303338537_1539_cfa84631a8.jpg]

نام : یونس
نام خانوادگی : زنگی آبادی
سال تولد :1340
وضعیت تاهل : متاهل
محل تولد : کرمان (روستای زنگی آباد)
آخرین مسئولیت: فرمانده تیپ امام حسین (ع)
تاریخ شهادت: دیماه 1365 عملیات کربلای 5



زندگینامه
پدر حاج یونس زنگی آبادی ملاحسین مردی مومن و عاشق اهل بیت (ع) بود . وقتی در سن 75 سالکی از دنیا رفت یونس دوازده سال بیشتر نداشت ،پس از آن مادرش به سختی و مشقت برای تامین معاش خانواده همت گمارد
ازاین پس یونس نوجوان برای کمک به هزینه زندگی در کنار درس خواندن به کار روی آورد، با شروع زمزمه های انقلاب در حالیکه دانش آموز دبیرستان بود در تظاهرات وحرکتهای انقلابی نقش جدی داشت.
با پیروزی انقلاب اسلامی به کردستان رفت و در سال 1360 لباس سبز پاسداری را رسما" به تن کرد.
تدبیر و شجاعت وجسارت او در عملیاتهای مختلف باعث شد تا وی را فرماندهی بنامیم که تمام زندگی اش درجبهه های جنگ خلاصه میشد
خاک شلمچه و عملیات کربلای 5 با شکوه ترین فراز زندگی سردار شهید حاج یونس زنگی آبادی بود . حماسه شورانگیز حاج یونس دراین عملیات نام زیبای او را برای همیشه در کنار مردان بزرک این سرزمین جاودانه کرد.
وصیتنامه
شهادت افتخاری است برای من، آن رامانند عسل شیرین می یابم و دشمنان این رابدانندکه اگر ما در راه اسلام شهید می شویم پایه واستقامت مسلمانان قویتر می شود.
من از خدای تبارک وتعالی می خواهم که این هدیه کوچک که جسم وجانم است از من بپذیرد ومرا از بندگان صالح خود قرار دهد.


RE: معرفی شهدا ( زندگی نامه . وصیت نامه .عکس و..) - razie - ۱-ارديبهشت-۱۳۹۰ ۰۲:۰۳ صبح

[تصویر: 1303338796_1539_28e36f8604.jpg]


نام: مهدی
نام خانوادگی: کازرونی
سال تولد:1339
وضعیت تاهل: متاهل
محل تولد : کرمان ( روستای سعدی)
آخرین مسئولیت :مسئول طرح عملیات لشکر 41 ثارا...
تاریخ شهادت: آبان ماه 1362والفجر مقدماتی





زندگینامه

مهدی کازرونی از دوران کودکی شوردینی خاصی داشت و علاقه اش به یادگیری قرآن واحکام در میان خانواده وخویشاوندان مشهود بود. جسارت و بی باکی مهدی اورادرمیان همسن و سالهایش متمایز می کرد به همین خاطر کودکی و نوجوانی اش با حوادث بسیار ی همراه بود.

روزهای انقلاب ، با روزهای نوجوانی او توام شد و آنچه را که مهدی آموخته بود دراین روزهای پرتلاطم به کار گرفت.وقتی درخت انقلاب به پیروزی نشست مهدی هنوز از مرز بیست سالگی عبور نکرده بود . اما تدبیرهای اوبه عنوان یکی از مسئولین سپاه کرمان بسیاری از توطئه های منافقین واشرار منطقه کویری را خنثی کرد . در بیست و یک سالگی از مسئولین سپاه کردستان ( مهاباد ) بود . درایت او در فرماندهی باعث شد تادر شهرهایی که پای مهدی به آنجا می رسیدصلح و آرامش برقرار شود. سرانجام در عملیات والفجر 4 در منطقه مریوان به شهادت رسید.

فرازی ازوصیتنامه شهید

پیشبرد تمام کارهای یک سازمان یا یک گروه و یایک دسته و به هدف رسیدن آن درمرحله اول متضمن امر ولایت است.
رزمندگان بانیتی کامل و عزمی راسخ برای مقابله با دشمن متجاوز از راههای بسیار دور و با پشت سرگذاشتن مشکلات آمده اند ، مخصوصا" برادران متاهل، خواسته اند که هم به وظیفه دینی خودشان عمل کنند و هم توشه ای برای آخرت کسب کنند، مسائل امنیتی چون اماناتی نزد شما عزیز هستند ، امانت را حفظ کنید.
هدفها یکی است ،قدر همدیگر را بدانید، دوستی واخوت اسلامی را پیشه خود سازید.


RE: معرفی شهدا ( زندگی نامه . وصیت نامه .عکس و..) - new season - ۲-ارديبهشت-۱۳۹۰ ۰۹:۵۴ عصر

از تک تک دوستانی که این موضوع رو مطرح کردن و با تمام وجود سعی میکنن که یاد این عزیزان همیشه و همه جا زنده بمونه صمیمانه و از ته دل تشکر میکنم و میگم که انشاالله دعای خیر این عزیزان همیشه وهمه جا بدرقه راه شما و تک تک جوانان این مرز و بوم باشه!
ببخشید که منحرف شدم


RE: معرفی شهدا ( زندگی نامه . وصیت نامه .عکس و..) - razie - ۳-ارديبهشت-۱۳۹۰ ۱۰:۴۱ صبح

[تصویر: 1303542524_1539_15c28807ec.jpg]


RE: معرفی شهدا ( زندگی نامه . وصیت نامه .عکس و..) - razie - ۳-ارديبهشت-۱۳۹۰ ۱۰:۴۳ صبح

[تصویر: 1303542766_1539_0431fb1f4e.jpg]


نام: میرقاسم
نام خانوادگی: میرحسینی
سال تولد: 1342
وضعیت تاهل: متاهل
محل تولد:: زابل
آخرین مسئولیت:جانشین لشکر 41 ثارا...
تاریخ شهادت: دیماه 1365 عملیات کربلای


زندگینامه

درخرداد ماه 1342در سیستان فرزندی پابه این دنیا گذاشت که بعدها آوازه اش در سراسر جبهه های جنگ پیچید ،پدرش کشاورز بود واورا میرقاسم نام نهاد میر قاسم میر حسینی کوچکترین فرزند خانواده هشت نفری بود

تحصیلات ابتدایی وراهنمایی رادر جزینک به پایان رساند و برای ادامه تحصیل به هنرستان کشاورزی زابل رفت. درسال 1360 با اتمام تحصیلات به عضویت سپاه درآمد و باتوجه به لیاقتها و شایستگی هایش در سن هیجده سالگی برای گذراندن دوره فرماندهی به تهران اعزام شد.

در عملیات آزاد سازی خرمشهر شرکت کرد و پس از آموزش تکمیلی به فرماندهی گردان شهید مطهری لشکر 41 ثارا... برگزیده شد.

این جوان رعنا قامت سیستانی لیاقت خود رادر جنگ به اثبات رساند و به سرعت تا جانشینی فرماندهی لشکر 41 ثارا... پیش رفت سرانجام درعملیات کربلای پنج به شهادت رسید و زابلستان فرزند برومندش را ازدست داد.

فرازی ازوصیتنامه شهید

خدایا به یکانگی ات و اینکه شریک و همتایی برایت نیست و معبود واقعی هستی شهادت می دهم . بار خدایا به پیامبر خاتمت حضرت محمد (ص) که فرستاده و رسول تواست شهادت می دهم و به اینکه حضرت علی (ع) پیشوا وامام اول شیعیان است واینکه قیامت روز رستاخیز حق است شهادت می دهم . بار خدایا به اینکه نظام جمهوری اسلامی به رهبری امام عزیز حق است و جنگ عراق علیه ایران به ماتحمیل شده وامروزفرزندان برومنداین ملت ایثارگرانه از تمامیت ارضی- اسلامی – عقیدتی – مکتبی خود دفاع می کنند شهادت میدهم.


RE: معرفی شهدا ( زندگی نامه . وصیت نامه .عکس و..) - razie - ۳-ارديبهشت-۱۳۹۰ ۱۰:۴۵ صبح

[تصویر: 1303542892_1539_d759c6b70e.jpg]


نام : محمد حسین
نام خانوادگی :نامدار محمدی
سال تولد : 1339
وضعیت تاهل : متاهل
محل تولد : تهران
آخرین مسئولیت : معاون اطلاعات وعملیات قرارگاه کربلا
تاریخ شهادت : تیر ماه 1361منطقه عملیاتی دارخوین


زندگینامه:
محمد حسین نامدارمحمدی در یکی از روزهای بهاری سال 1339در یکی ازمحلات فقیرنشین شهر تهران به دنیا آمد . خانواده او مذهبی، متدین و به شدت پایبند به دین بودند، ایشان از همان کودگی به همــــراه مادرش در مراسم مذهبی شرکت می نمود.
محمد حسین همراه خانواده خود عازم کرمان می شود و تقریبا" تا زمان شهادت درهمین شهر زندگی میکند. .سالهای آخر دبیرستان با سالهای انقلاب مصادف می شود اولین حضورایشان شرکت در واقعه 17 شهریور 57 است که زخمی می شود و دومین حضورش در حادثه آتش سوزی مسجد جامع کرمان است .
با شروع جنگ تحمیلی در سال 1359 خود را برای میدان دیگری از مبارزه آماده میکند و از طریق سپاه پاسداران وارد صحنه جنگ شده و در واحد حساس اطلاعات و عملیات مشغول به فعالیت می شود.
سرانجام در تابستان 1361 به همراه شهید محمد علی ایرانمنش در اثر تصادف در منطقه عملیاتی دارخوین به شهادت رسید.

فرازی از وصیتنامه شهید
خواهران و برادران : این حقیقتی است که همه مادیر یا زود بایدبرویم ولی وسیله ورفتن ها فرق میکند پس بگذارید آدمی بهترین وسیله را که شهادت می باشد انتخاب کند و به لقاءا... بپیوندد. من همیشه به دوستانم می گفتم بهترین مرگ مرگی است که در بدترین شرایط همانند شهدای کربلا و ائمه معصومین(ع) آدمی جان بسپارد
دوست دارم اگر در میدان نبرد کشته شدم مانند دیگر شهداء با همین لباس سپاه به خاک سپرده شوم و اگر درمیدان رزم گشته نشدم ...بر روی کفنم آرم سپاه را بدوزید که همه بدانند من پاسدار اسلام بودم و به خاطر اسلام شهید شدم.


RE: معرفی شهدا ( زندگی نامه . وصیت نامه .عکس و..) - razie - ۳-ارديبهشت-۱۳۹۰ ۱۰:۴۸ صبح

[تصویر: 1303543030_1539_841e27c83f.jpg]

سردار شهید محمدرضا مرادی

نام: محمد رضا

نام خانوادگی : مرادی

سال تولد: 1341

وضعیت تاهل : مجرد

محل تولد : کرمان

آخرین مسئولیت : مسئول واحد اطلاعات وعملیات

تاریخ شهادت: اسفند ماه 1362


زندگینامه

هنگامی که محمدمرادی پنج ساله بود به خاطر هوش واستعداد سرشارش به دبستان ادب پا گذاشت و کلاس اول ودوم را در دبستان ادب خواند بعد از گذراندن دبستان و راهنمایی در هنرستان اقبال تحصیل خود را دنبال کرد دوران هنرستان با روزهای شورانگیز انقلاب توام است.

وقتی انقلاب اسلامی مثل ستاره ای روی سینه آسمان ایران ما می درخشید محمد خود رادر لباس پاسداری دید آموزش های سخت و فشرده نظامی و تجربه هایی که از حوادث کردستان آموخته بود او را برای مقابله باتجاوز بعثی ها آماده تر کرد . واحد اطلاعات وعملیات خانه تازه ای برای او شد، ماموریت های حساس و خطرناک را یکی پس از دیگری به انجام واتمام رساند.

صبح روز هشتم اسفند ماه شصت و دو عراق منطقه محمد و یارانش را بمباران شیمیایی کرد و او مردانه ایستاد وتک تک نیروهایش را از منطقه دور کرد آخرین نفری که از منطقه خارج شد تنها محمد بود.

ده روز بعد محمد در یکی از بیمارستانهای تهران خلعت زیبای شهادت را برتن پر تاول خود برازنده دید.

فرازی از وصیتنامه شهید

خداوندا می دانی که از آتش داغ وجودم می گویم از آن سوز جانگدازی که از اعماق وجودم زبانه می کشد، پس برای آن وصیت می نویسم که ذره هایی از آتش دلم را بازگو کنم تا شاید مورد رحمت حق قرار گیرم .خدایا آگاهی به کارهای بندگانت و می دانی که گناهکارم و خطا کارم پس خدایا رحمتت را شامل حال ما گناهکاران گردان تا شاید ما هم پیش رفقا ودوستان همان دوستانی که خجالت می کشم اسم آنها را ببرم روسفید باشم.

خدایاعشق خودت را در دلهای ما بندگان آنچنان قرار بده که از هر گونه خطایی مصون باشیم.

خدایا بند بند وجودم اقرار می کند که شایسته ترین معبود تویی، پس شهادت می دهم که محمد (ص) فرستاده توست وعلی (ع) دوست توست ، واسلام آخرین دین است و قرآن آخرین کتابی است که از طرف خدا به رسول(ص) نازل شده است.


RE: معرفی شهدا ( زندگی نامه . وصیت نامه .عکس و..) - razie - ۳-ارديبهشت-۱۳۹۰ ۱۰:۵۴ صبح

[تصویر: 1303543340_1539_8ffe541ca6.jpg]

سردار شهید علی شفیعی

نام : علی

نام خانوادگی : شفیعی

سال تولد : 1345

و ضعیت تاهل : متاهل

محل تولد : کرمان

آخرین مسئولیت : فرمانده محورهای عملیاتی لشکر 41 ثارا...

تاریخ شهادت: دیماه 1365 کربلای4


زندگینامه

علی شفیعی در شهر کرمان ودر خانواده ای مذهبی پا به عرصه هستی گذاشت . دوران ابتدائی و راهنمایی را با موفقیت پشت سرگذاشت . در این زمان پدر را بخاطر ابتلا به بیماری سرطان از دست داد و در کنار مادر رنجدیده خود به دست و پنجه نرم کردن با فقر ایستاد .

درسال 1356که یازده سال داشت کم و بیش در فعالیتهای انقلابی علیه رژیم ستمشاهی پهلوی شرکت می کرد، پخش اعلامیه ، نوار و کتابهای امام(ره) درمسجد جامع را در سال بعد شروع کرد

در سال 1357 به دلیل شلوغی اوضاع مملکت ترک تحصیل کرد و فعالیتهای خود را با ورود به بسیج مسجد گسترش داد . با شروع جنگ تحمیلی همراه با هدایای مردمی که به جبهه فرستاده میشد پا به جبهه گذاشت و کم کم در میان رزمندگان حضور پیدا کرد، درسال 1362 واردسپاه شد وعلاوه برحضور درعرصه جنگ در فعالیتهای سیاسی مذهبی ازجمله در گروه امر به معروف ونهی از منکر شهر کرمان هم شرکت داشت.

باحضور درجنگ با آن سن کم و بروز خصلتهای بارزی چون مدیریت، تدبیر، اخلاص و عاشق بودن و بسیاری از خصلتهای دیگر توانست خیلی زود یکی از فرماندهان جنگ و جبهه شود . در عملیات بدر- والفجر8 کربلای 4 شرکت فعال و نقش آفرین داشت.

سرانجام علی درعملیات کربلای 4 پس ازمنهدم کردن سنگر دشمن درمحور عملیاتی جزیره ام الرصاص براثر برخورد ترکش خمپاره به بالای ابروی چپ ،یکی از مسافران آسمان شد.

فرازی ازوصیتنامه شهید

.خدایا شاهد باش به ظاهر و به درستی نیتم وتورا بهترین دوست ها وعشق ها واعمال ها یافتم پس مرابه راه خودت فراخوان و بدان از تمامی مظاهر جاری بریدم تا به تو بپیوندم . خدایا من خواهان شهادت هستم پس در حقم لطفی کن ، خدایا این دست ها درخانه تو را زده است خدایا این چشم ها بهانه تو رامی گیرد و بی اختیار اشک می ریزد.


بچه ها كتاب ايشون "مثل علي مثل فاطمه " است كه توصيه ميكنم حتما بخونيد .من خودم كه به شخصه خيلي دوسش دارم .


RE: معرفی شهدا ( زندگی نامه . وصیت نامه .عکس و..) - razie - ۳-ارديبهشت-۱۳۹۰ ۱۱:۰۱ صبح

[تصویر: 1303543859_1539_c8e40bfcdd.jpg]

نام : محمد

نام خانوادگی: نصرالهی

سال تولد : 1342

وضعیت تاهل : مجرد

محل تولد: کرمان

آخرین مسئولیت : معاون ستاد لشکر 41 ثارا...

تاریخ شهادت : اسفند ماه 1364- فاو

زندگینامه

شهید نصرالهی دوران کودکی خود را همراه با کارو تحصیل در کرمان سپری کرد، درنوجوانی با آثار استاد مطهری و دکتر شریعتی آشنا شد . او شیرازه فکری خود را بر پایه آثار اسلامی بنا کرد و با همین معیار به مبارزه علیه حکومت خودکامه پهلوی کمر بست ، پیروزی انقلاب اسلامی پیروزی تفکری بود که او از نوجوانی برای خود وپیشبر د جامعه اش آن را انتخاب کرده بود.


غائله کردستان میدان دیگری بود که محمد با همه کم سن و سالی دراین میدان پخته شود تا خود را برای جنگی بزرک آماده کند.

وقتی مرزهای آرمانی و جغرافیایی ما با تانکهای حزب بعث مورد تجاوز قرار گرفت ، آن روزها محمد لباس پاسداری به تن داشت . میدان نبرد با دست نشاندههای غرب از او رزمنده ای ساخت که با همه توش وتوان ، برای سرد کردن آتشی که به جان جامعه اش افتاده بود تلاش کند. عملیات والفجر8 پایان این تلاش با اجر شهادت بود. و در اوایل اسفند ماه سال 1364 درکنار کارخانه نمک شیرینی شهادت راچشید.

فرازی از وصیتنامه شهید

بنده ، بنده ای از بندگان خدا بودم که شهادت میدهم به خدا، شهادت می دهم به رسالت پیامبر اکرم ، شهادت می دهم به رسالت همه ائمه معصوم (ع) ، شهادت میدهم به همه اصول ، مذهب ، شهادت میدهم به این جمهوری اسلامی و به این امام عزیز

امید وارم مورد قبول ایزد منان واقع گردد.پس شما قبول نمائید این شهادت را از من و دعا کنید که (خدا) قبول کند.


RE: معرفی شهدا ( زندگی نامه . وصیت نامه .عکس و..) - razie - ۴-ارديبهشت-۱۳۹۰ ۱۰:۱۷ صبح

[تصویر: 1303627632_1539_e6b46f786e.jpg]

نام: دادالله

نام خانوادگی: برزخ

سال تولد: 1338

وضعیت تاهل:متاهل

محل تولد : سیرجان (روستای فخرآباد)

آخرین مسئولیت : فرمانده گردان

تاریخ شهادت : تیرماه 1361 عملیات رمضان

زندگینامه

شهید دادالله بررخ دو ساله بود که از نعمت وجود پدر محروم گردید . تحصیلات ابتدائی خود را در همان روستای فخرآباد آغاز نمود . متاسفانه به علت عدم امکانات مالی بعد از اتمام کلاس ششم ابتدایی ترک تحصیل کرد.

ایشان قبل ازپیروزی انقلاب اسلامی از مبارزین علیه رژیم شاه بود و تلاش فراوانی در جهت پیروزی انقلاب به عمل آورد.

در سال 59 به سپاه پاسداران پیوست ، در همان سال جهت در گیری باکومله ها و دموکراتها و افراد ضد انقلاب به اتفاق چند نفر از دوستان خود به کردستان اعزام شد و حدود 6 ماه آنجا بود.

با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در جبهه های جنگ فعالانه حضور یافت وجراحات زیادی را نیز صابرانه تحمل نمود . سرانجام در عملیات رمضان در منطقه جبهه جنوبی شرق بصره به شهادت رسید

فرازی از وصیت نامه شهید

این جانب وصیتم به همه آنهائی که خود را مسلمان می دانند ومعتقد به مبانی مکتب اسلام وپیروی از دستورات حیات بخش قرآن کریم و رسول خدا و ائمه معصومین میباشند این است که اگر می خواهید شهیدان خونین کفن انقلاب اسلامی و ایران از آنها راضی باشند و بالاتر از همه پروردگار جهانیان ، خدایی که همه چیز وهمه هستی ها در ید قدرت اوست و در محضر او هستید از آنها راضی باشد ، قرآن خدا را تنها نگذارید. وامام عزیزمان را که امید همه مستضعفان ومظلومین جهان است تنها نگذارید. و از علمای اعلام و روحانیت مبارز ومتعهد به قرآن جدا نشوید زیرا اگر ازروحانیت جدا شوید روز مرگ ما فرا می رسد.